تنِ عریانتو پوشونده گَرد و غبار
حسین سیب سرخیپسندیدن23
بازدید25.3K
تنِ عریانتو پوشونده گَرد و غبار زیارت کردن سینت رو دهتا سوار زیر پای مرکب رفتی که دَرهَمی چیدنت رو حصیر پاره از بس کمی حُرمت عرش شکست وقتی که روی سینت نشست دلواپس جون دادی کاشکی شمر قبل از کشتن چشمت رو میبست (مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان) **** روبرو بودی با تیغ صدتا سپاه دستِ پر میرفت حتی شمر از قتلگاه تو رو برگردوندن ذبحت راحت نبود تو که جون دادی، کاش لااقل تشنت نبود **** خیلی خالیه جات دق کردن تو صحرا بچههات