نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دم آخر چقدر تنها بود یحسین ویلی نگران خیمهی زنها بود یحسین ویلی سمت گودال هجوم آوردن ویلی یحسین ویلی سر پیراهنشم دعوا بود ویلی یحسین ویلی مضروبٌ مجروح زیر تیر و نیزهای انبوه از قفا شدی چرا مذبوح زخمی، مجروح (آه از بدنت با عصا زدنت)2 سر به روی نیزه و بوریا بدنت (آه از بدنت با عصا زدنت)2 سر به روی نیزه و بوریا بدنت آه از بدنت قطعه قطعه تنت گفتی یا علی زدن نیزه تو دهنت (مظلوم حسین عطشان حسین)2 غریب حسین عریان حسین مظلوم حسین عطشان حسین غریب حسین عریان حسین چقدر نیزه به پات افتاده ویلی یحسین ویلی چقدر سنگ به تو دلداده ویلی یحسین ویلی لک لبیک که میگی انگار ویلی یحسین ویلی خاک گودال شده سجاده سبوحٌ قدوس تو رو نشناختنت افسوس داره تعبیر میشه کابوس داغ ناموس (آه از بدنت زیر و رو شدنت)2 گریه میکنم برا کهنه پیروهنت (آه از بدنت بیهوا زدنت)2 گریه میکنم برا دست و پا زدنت آه از بدنت با عصا زدنت سر به روی نیزه و بوریا کفنت آه از بدنت قطعه قطعه تنت گفتی یا علی زدن نیزه تو دهنت مظلوم حسین عطشان حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد