نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیسپر بودی و با سپر زدنت من بمیرم که تو رو از پشت سر زدنت توی گودال بودی و بیخبر زدنت حسین غریب و زخمی و بیحالی به فکر غارت و جنجالی نفس نونده برات داداش سه ساعته توی گودالی چشات جایی رو نمیبینه سینهی تو چرا سنگینه میدید که هیچکسی دورت نیست میزد تو رو با طُمأنینه سنگدلی شون از حد گذشته چقدر تو قتلگاه بهت بد گذشته خیر نبینه اون بیحیا که از روی پیکر تو با لگد گذشته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد