نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زینب ببینه تو قتلگاه شمر نشسته رو سینه میره سر تو، انگشتر تو چیزی نمیمونه از پیکر تو ای وای جلو چشای خون زینب ای وای تنت میره به زیر مرکب ای وای، ای وای، ای وای، ای وای مهلا مهلا همسفرم وای وای وای بی تو آخه کجا برم وای وای وای وقتی میشه سرت جدا وای وای وای میریزن توی خیمهها وای وای وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد