نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به هجران و به هر تأخیر در دیدار، حسّاسند پسرها روی مادرهای خود، بسیار حسّاسند نباید هیچ چشم ناروایی دورشان باشد به نامحرم، به حتّی خندهی اغیار، حسّاسند تب ناموس دارند و رگ غیرت به تن دارند به فتنههای بین کوچه و بازار، حسّاسند امان از لحظهای که چادر مادر شود خاکی به ضرب تازیانه، حملهی مسمار، حسّاسند به آتش، بغض، درب سوخته، بر طعنه و توهین به هر چیزی که مادر را دهد آزار، حساسند به پهلوی لگد خورده؛ به بازوی ورم کرده به چشمانش که از سیلی ببیند تار، حسّاسند به آنلحظه که برمیخیزد از بستر؛ به وقتیکه عصای دست مادر میشود دیوار، حسّاسند از آنکس که جسارت کرده، بیزار و غضبناکند به حال زار مادر، بینهایت بار حسّاسند تمام آنچه را گفتم، امام مجتبی دیده پسرها وقت غمدیدن به هر اقرار، حسّاسند جوان بود و محاسن شد سفید از آن غم پنهان از اینجا میشود فهمید بر اسرار، حسّاسند مغیره خوب میدانست احوال پسرها را که روی اشکهای مادر بیمار، حسّاسند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد