نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شدیمه نجف آمدم زلال شدم راهی جادهی کمال شدم جلد گنبد شدم کبوتروار مونس هر شکسته بال شدم به ضریحش دخیل مِی بستم پس از آن غرق شور و حال شدم در جمال خدا نمای علی نشئهی ذات ذوالجلال شدم من کجا و حریم شاه نجف که چنین لایق وصال شدم رو سیاهم ولی اذان گفتم وارث لکنت بلال شدم با خود این بیت را که میخواندم مست جام علی و آل شدم که علی دست قادر ازلیست خلقت ماسوی به دست علیست گوش دل باز کن که جان شنوی آن چه نشنیدنیست، آن شنوی (سر هر موی تو زبان بشود) ۲ وصف او را به هر زبان شنوی روی این خاک پاک بنشینی نغمه هایی از آسمان شنوی راهی وادیالسّلام شوی مثل «قاضی» حدیث جان شنوی دل هر ذره را که بشکافی از دل ذرهها اذان شنوی أشهد أنَّ مرتضی، حیدر از سراپای این جهان شنوی وصف مولای مهربانی را از لب صاحبالزمان شنوی باید این بیت آسمانی را از دهان فرشتگان شنوی که علی دست قادر ازلیست خلقت ماسوی به دست علیست (یک شب به بیابان نجف خوابیدم )۲ وز هاتف غیب این ندا بشنیدم ای قافله سالار بیابان نجف صد ساله گناهان تو را بخشیدم خبر رسیده که رکن پیمبر افتاده ترک نشسته به محراب منبر افتاده است اگر غلط نکنم مرد خیبر افتاده طبیب حاذق عالم به بستر افتاده سحر که آه دل ذوالفقار گشت بلند شکست آینه،، تصویر زد در آن لبخند دو قدر را زده تیغی به یکدگر پیوند مسیر ساقی کوثر به کوثر افتاده (به سائلان برسانید بی کریم شدیم) ۲ خرابهها همه محروم از این نسیم شدیم یتیم های عرب باز هم یتیم شدیم که مهربان پدر کوفه دیگر افتاده (قسم به کیسهی نانش )۲ همیشه مظلوم است جواب خوبی این مرد، تیغ مسموم است سرِ نماز هم از حق خویش محروم است به جرم عدل ترازوی داور افتاده خبر رسیده که بر فرق حیدر کرار رسیده تیغ کجی در ادامهی مسمار مدینه در افق کوفه میشود تکرار دوباره پشت در خانه مادر افتاد خبر رسیده به سر قصهی امیر آمد اجل به دیدنش آمد، اگر چه دیر آمد برای زخم سرش کاسه کاسه شیر آمد از این حدیث دلم یاد اصغر افتاده ابوتراب به بیشیریِ رباب گریست به حال کودک او چشم آفتاب گریست عمو نیامد و امید رفت و آب گریست حسین مانده و کارش به لشکر افتاده... از این طرف پدری رو به لشکر اندازد از آن طرف به جوابش سه شعبه میتازد برای اینکه پدر را زند پسر را زد و حال اگر بکشد تیر را سر افتاده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد