نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به نام عشق به نام خدا به نام حسن به نام نامیِ مولا که شد امام حسن شب ولادت او ماه میهمانی شد خود خداست دم در به احترام حسن خوشا به حال کسی که غلامِ حیدر شد خوشا به حال خودم که شدم غلام حسن تمامِ قافیهها بهر مصرعی آمد حسن تمام خدا و خدا تمام حسن هوای شعر من امشب هوای باران است لب خدا به خدا گرم یا حسن جان است نشان بده به همه عین لایزالی را بیا و پر بکنیم دستهای خالی را میان شور مناجات نام تو کافی است تا چه احتیاح ابو حمزۀ ثمالی را توئی که هر قدمت شأنِ کبریا دارد توئی که سهل نمودی همه حوالی را کریم آل عبائی نشد نداری تو و مستجاب نمودی تو هر محالی را قسم به کعبه که عینا خود مطافی تو غریب آل علی عین و شین و قافی تو چقدر با کرمت مستجابمان کردی تو که ز خلقت خود قطره آبمان کردی همیشه بیشتر از حد انتظاری تو مبیز بودهایم و تو شرابمان کری همینکه نوکر تو گشتهایم ممنونیم همینکه خاک قدومت حسابمان کردی چقدر یکه و تنها چقدر درویشی چقدر از غم غربت خرابمان کردی به لطف کام تو گم شد گلاب و نوکرت شده عالیجناب آقا جان خدا سپرده فلک را به اختیار شما که حیدری شده شأنِ اقتدار شما هنوز پرچم تو بین اولیاء بالاست حسین فاطمه نازد به اعتبار شما میان کوچه نشین تا که راه بند آید در این میانه خدا گشته بیقرار شما اگر نبود کسی پا به رکابتان باشد ببین که هست سرم بیقرار دار ِشما تمام ایل و تبارم فدای تو آقا منم گدای گدای گدای تو آقا مگر نه اینکه همه کبریا برای تواست به روی عرش خداوند رد پای تواست تو بی نهایت مطلق تو عشق زهرایی مقام خضر نبی تازه ابتدای تواست توئی که طایفهات یک به یک سلیماناند حسین فاطمه بیمار و مبتلای تواست همیشه حاجت ما را تو با کرم دادی همیشه دست دلم بر پر عبای تواست مگر نه اینکه خودت صاحب کرم هستی چرا برای چه آخر بی حرم هستی؟ دلم همیشه هوای تو را به سر دارد دلم هوای خاک مزارت دم سحر دارد برای طرح حرم نقشهها به سر داریم که صحن مادر تو جلوۀ دگر دارد ورودی حرمت صحن مادر سقااست به روی قبر و ضریحش تو شاه پر دارد شما برای فرج لااقل دعایی کن دعا برای فرج از شما اثر دارد علم به دست علمدار کربلا زیبااست یقین که روز فرج روز مرگ این سعودیهاست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد