نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باید بچشد گرمی طوفان نجف را هر کس که ندارد تبِ سلطان نجف را ما را نه فقط بر سر این سفره نشاندند خوردهاست نبی هم کفی از نان نجف را بخشید خدا اول این ماه مبارک پیش از همۀ خلق مسلمان نجف را میخواست ببینیم کریمیِ علی را یک روز بیاییم و بسازیم مدینه بالای سر فاطمه ایوان نجف را دیدیم همه سروری آل علی را اول پسر مادریِ آل علی را جبریل شدم مثل کبوتر شدم امشب ای شوق ببین یک کسِ دیگر شدم امشب نامت به لبم آمد و چسبید لبانم انگار پُر از قند مکرّر شدم امشب من از جبروت و جلوات تو شنیدم ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب پیراهنم از عطر گلابت شده لبریز از لطف شما لالۀ قمصر شدم امشب آقا به ضریحی که نداری پر من خورد پیش تو عجب نیست اگر زر شدم امشب باید که ببینند علی را حسنش را نقش شرف الشمس عقیق یمنش را آیینه بگیرید پیمبر شدنش را از روز ازل حضرت حیدر شدنش را باید که عقیقه بکند فاطمه امشب شیرینی این لحظۀ مادر شدنش را یوسف سرِ این کوچه دویدهاست ولی باز میدید در آن غلغله آخر شدنش را چشمی که حسد داشت به ذریۀ زهرا با روی حسن دید خود ابتر شدنش را بین الحرمیناند ملائک همه امشب تبریک بگویند برادر شدنش را تنها نه دل ما که دو عالم حسنیهاست هر دو حرم کرببلا هم حسنیهاست باید که علی چند پسر داشته باشد تا این که دینه سه قمر داشته باشد مانند نبی کیست که در بین دو عالم از فاطمۀ خود دو جگر داشته باشد باید که پسر دار شوی تا که بفهمی شیرینی باغی که ثمر داشته باشد هرکس که از این ایل بود موقع رزمش در پنجۀ خود تیغ دو سر داشته باشد باید که پس از نام علی ذکر حسن داشت تا تیغ ابالفضل اثر داشته باشد آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا یک شهر پُر از کوچۀ بن بست شد آقا خورشید چرا نیمۀ شب بر سر بام است گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است آن کس که در خانه غلام است امیر است آن کس که امیر است بر این خانه غلام است در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی رویِ تو ای سرو گل اندام حرام است با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا حیران شدهام قبله کدام است کدام است؟ هرکس که جمل بود و تو را دید نوشتهاست سوگند که صلح تو قیام است قیام است لا یوم بگو تا بگذاریم برایت ای کاش حسینیه بسازیم برایت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد