
باید بچشد گرمی طوفان نجف را هرکس که ندارد تب سلطان نجف را ما را نه فقط بر سر این سفره نشاندند خورده است نبی هم کمی از نان نجف را بخشید خدا اوّل این ماه مبارک پیش از همهی خلق مسلمان نجف را میخواست ببینیم کریمی علی را رو کرد خداوند حسن جان نجف را یک روز بیاییم و بسازیم مدینه بالای سر فاطمه ایوان نجف را دیدیم همه سروری آل علی را اوّل پسر مادری آل علی را جبریل شدم مثل کبوتر شدم امشب ای شوق ببین یک کس دیگر شدم امشب نامت به لبم آمد و چسبید لبانم انگار پر از قند مکرّر شدم امشب من از جبروت و جلوات تو شنیدم ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب پیراهنم از عطر گلابت شده لبریز از لطف شما لالهی قمصر شدم امشب آقا به ضریحی که نداری پر من خورد پیش تو عجب نیست اگر زر شدم امشب باید که ببینند علی را حسنش را نقش شرف الشّمس عقیق یمنش را آیینه بگیرید پیمبر شدنش را از روز ازل حضرت حیدر شدنش را باید که عقیقه بکند فاطمه امشب شیرینی این لحظهی مادر شدنش را چشمی که حسد داشت به ذرّیهی زهرا با روی حسن دید خود ابتر شدنش را (بین الحرمیناند ملائک همه امشب)2 تبریک بگویند برادر شدنش را تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است هر دو حرم کربوبلا هم حسنیه است باید که علی چند پسر داشته باشد تا اینکه مدینه سه قمر داشته باشد مانند نبی کیست که در بین دو عالم؟ از فاطمهی خود دو جگر داشته باشد باید که پسر دار شوی تا که بفهمی شیرینی باغی که ثمر داشته باشد هرکس که از این ایل بود موقع رزمش در پنجهی خود تیغ دو سر داشته باشد باید که پس از نام علی ذکر حسن داشت تا تیغ اباالفضل اثر داشته باشد آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا یک شهر پر از کوچهی بن بست شد آقا خورشید چرا نیمهی شب بر سر بام است گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است آن کس که در این خانه غلام است امیر است آن کس که امیر است بر این خانه غلام است در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است با اینهمه حسنی که شده جمع در اینجا حیران شدهام قبله کدام است کدام است؟ (هرکس که جمل بود و تو را دید نوشته است سوگند که صلح تو قیام است قیام است)2