در هجومِ فتنه‌ها حبل‌المتین ما را بس‌است

در هجومِ فتنه‌ها حبل‌المتین ما را بس‌است

[ حسین طاهری ]
در هجوم فتنه‌ها حَبلُ المتین ما را بس است
در شب تاریک، قرآن مبین ما را بس است

قبل خلقت با خدا گفتیم در روزِ اَلَست
اَشهدُ اَنَّ امیرالمومنین ما را بس‌ است

آن‌طرف خیبر حُنین و خَندق و بَدر و اُحد
این طرف دستِ خدا در آستین ما را بس‌است

آن طرف از عَمرُوَدها ، عَمروعاصان صف به صف
این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بس‌است

هست قرآن از محمد، هست فرقان از علی
آن شریعت این طریقت آن و این ما رابس‌است

یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا
در مِذاق عاشقی زیتون و تین ما را بس‌است

اولین و آخرین جَمعند در مشهد بگو
دیدن ایوان‌طلا‌یِ هشتمین ما را بس‌است

از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانه‌ایم
آن‌قدر مهمان شدیم انگار صاحب خانه‌ایم

آن‌قدر زخمِ دلِ ما پیش‌تان سر باز کرد
پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد

ما گرفتارِ کبوترهایِ این بام و دریم
دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد

باز نوشیدیم آبِ سردِ سقاخانه را
باز هم دیدم کبوتر بچه‌ای پَر باز کرد

در دلم اُفتاد هم قُم می‌روم هم مشهدت
مادرم تا سُفره‌ی موسی بنِ جعفر باز کرد

بس‌که نوشیدیم حسرت رو به درهای بهشت
فاطمه این باغ را یک‌بارِ دیگر باز کرد

زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن
باز هم جبریلِ جایِ فرش شَه‌پر باز کرد

خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم
حافظ از شیراز آمد باز دفتر باز کرد

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

آن‌قدر ماهی که حتی نور عاشق می‌شود
آن‌قدر نوری که حتی کور عاشق می‌شود

حق بده هر روز خورشید آفتابی می‌شود
هر‌که می‌بیند تو را از دور عاشق می‌شود

سنگ بودم در حرم دیدم که فیروزه شدم
تازه فهمیدم دلم بدجور عاشق می‌شود

دید عیسی با تو بینا هست نابینایی‌اش
دید موسی با تو کوهِ طور عاشق می‌شود

عِزِّ سلطانی کجا و مردِ سلمانی کجا
از بزرگیِ سلیمان، مور عاشق می‌شود

عِلمِ ربّانی تویی باید تو را یک عمر جست
زائر از گهواره‌اش تا گور عاشق می‌شود

در حرم دیدم کبوتر‌ها حسودی می‌کنند
به کلاغی که دلش از دور عاشق می‌شود

ما زمینیم، آسمانی بال کبوتر را نبند
هرچه خواهی کن ولی بر روی ما در را نبند

ای به قربان شما و ای به قربان حرم
بازهم شکرِ خدا ، هستیم مهمان حرم

یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی
می‌رویم امشب همه سمتِ خراسان حرم

حاج قاسم گفت وقتی می‌روی این را بگو
نام ما را ثبت کن بینِ شهیدان حرم

باز می‌آییم و می‌بینیم معلولی ضعیف
راه می‌افتد خودش در زیر ایوان حرم

باز می‌بینیم اشک مادری می‌گیرد و
بچه‌اش را می‌گذارد رویِ دامان حرم

از نجف تا کربلا آیا زمینی می‌شویم؟
لطف فرما و بگو که اربعینی می‌شویم

این دلتنگم غصه‌ها دارد
گوییا میل کربلا دارد

کربلا کربلا...

پربازدید ترین شعر مدح حسین طاهری محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین حسین طاهری

نظرات

عالی