نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تویی که خانهات صندوق صدها رازِ سربستهست غلط گفتند شاعرها اگر گفتند در بستهست کریما مهربانا، حضرتا یا مجتبی مولا تو درها را نمیبندی، خودم بستم اگر بستهست به رویم وسعت آغوش تو باز است اما حیف چطور از آسمان سر دربیارد آن که پَر بستهست ندیدم هیچجا در گوشهی تاریخ بنویسند که مولا خانه را بر روی حتی یک نفر بستهست همیشه خانهات را ازدحام سائلان را پُر کرد همیشه کوچهات را ازدحام رهگذر بستهست به دیدار جُزامیها که رفتی تازه فهمیدم کریم آن است که بر یاریِ سائلها کمر بستهست به هرکَس قدر هر ظرفی که آوردهست میبخشی نیاوردیم ظرفی دستمان هم بیشتر بستهست کاسه به دست آمدنم عیب نیست کاسهی خالی بروم نارواست یا حسن و یا حسن و یا حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد