نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بند بندم همه چون برگ خزان می لرزد چیست اینجا كه دلم درد كشان می لرزد بین این دشت پر از خار چو طفلان حرم بیشتر قلبم از این لشگریان می لرزد بار مگشا و مزن خیمه بدین جا كه زمین زیر سنگینی شمشیرزنان می لرزد میزبانند گمانم پی صیدند همه زان همه تیر دل دختركان می لرزد كیست آن مرد كماندار كه این سوی رباب با تماشای همان تیر و كمان می لرزد به تو سوگند نه من از غم تو می میرم مادرم فاطمه با قد كمان می لرزد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد