تصویر محمدحسین پویانفر - برادر می خواستم برای اصغرت آب بیارم

برادر می خواستم برای اصغرت آب بیارم

[ محمدحسین پویانفر ]
  • 14.7K
  • 200+
  • 0
برادر ، می خواستم برای اصغرت آب بیارم ؛
ولی آه ، زدن مشک آب منو پاره کردن توی راه ؛ واویلا...
برادر ، میگی من بیام با تو توی خیمه ولی با چه رویی ؟
نه دیگه برام مونده آبی ، نه آبرویی ؛ واویلا ...
دیگه دست به پیکر ندارم ؛ می بینی ؟
برادر ، مثل نیزه زارم ؛ می بینی ؟
برو هر چی زودتر تو خیمه ، مردی نیست...
برا زینبم بی قرارم می بینی ؟ واویلا ...
حسین جان حسین جان حسین جان ...
برادر ، اومد مادرت جای ام البنین در کنارم ...
دیگه دلخوشی بعد این مشک پاره ندارم واویلا...
برادر ، تو خیمه همه انتظار منو می کشیدن ...
بمیرم که دیگه همه بچه ها نا امیدن ...
میده گریه ی تو عذابم ، می بینی ؟
خجالت منو کرده آبم ؛
بگو که حلالم کنه اون شیش ماهه ؛
خجالت زده از ربابم ؛
حسین جان حسین جان حسین جان ...

عباس دیدمت از دور که با نیزه بلندت کردن...
از من دو دست بر کمر و از تو بر زمین ...
دست دگر کجاست که خاکی به سر کنم ؟
یا مظلوم یا غریب یا عطشان

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین پویانفر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد