نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای حرمت قبله ی حاجات ما ؛ یاد تو تسبیح و مناجات ما ؛ تاج شهیدان همه عالمی ؛ دست علی ماه بنی هاشمی ماه کجا ، روی دل آرای تو ؟ سرو کجا ، قامت رعنای تو ؟ هم قدم قافله سالار عشق ؛ ساقی عشاق و علمدار عشق ؛ سرور و سالار سپاه حسین ؛ داده سر و دست به راه حسین ؛ عم امام و اخ ابن امام ؛ حضرت عباس علیه السلام ؛ ای علم کفرنگون ساخته ؛ پرچم اسلام برافراخته ؛ مکتب تو ، مکتب عشق و وفاس ؛ درس الفبای تو صدق و صفاس ؛ مکتب جان بازی و سربازی است ؛ بی سری و آن گاه سرافرازی است ؛ شمع شده ، آب شده سوخته ؛ روح ادب را ادب آموخته ؛ آب فرات از ادب توست مات ؛ موج زند اشک به چشم فرات ؛ یاد حسین و لب عطشان او ؛ وان لب خشکیده ی طفلان او ؛ مشک پر از آب حیاتت به دوش ؛ طفل حقیقت ز کفت آبنوش ؛ درگه والای تو در نشأتین ؛ هست درِ رحمت و باب الحسین ؛ هر که به دردی و غمی شد دچار ؛ گوید اگر یک صد و سی و سه بار ؛ ای علم افراشته در عالمین ؛ اکشف و یا کاشف کرب الحسین ؛ از کرم و لطف جوابش دهید ؛ تشنه اگر آمده آبش دهید ؛ چون نهم ماه محرم رسید ؛ کار بدان جا که نباید کشید ؛ از عقبِ خيمه ی صدر جهان ؛ شاهِ فلكْ جاهِ ملكْ پاسبان ؛ «شمر» به آواز تو را زد صدا ؛ گفت: كجاييد بَنُو اخْتَنا؟! تا برهانند ز هنگامهات داد نشان ؛ خطِّ امان نامهات ؛ رنگ پريد از رخ زيباى تو ؛ لرزه بيفتاد بر اعضاى تو ؛ من به امان باشم و، جان جهان ؛ از دم شمشير و سنان، بى امان؟! دست تو نگرفت امان نامه را ؛ تا كه شد از پيكر پاكت جدا ؛ مزد تو زين سوختن و ساختن ؛ دست سپر كردن و سر باختن ؛ دست تو، شد دست شهِ لا فتى ؛ خطّ تو، شد خطّ امان خدا ؛ پنج امامى كه تو را ديدهاند ؛ دست علَم گير تو بوسيدهاند ؛ ای همه نیروی لشکرم برادرم ؛ قوت قلبی به خواهرم برادرم ؛ ماه و خورشید من ابالفضل ؛ کوه امید من ابالفضل ؛ شنو ز طفلان به جست و جو عمو عمو ؛ بیا به طفلان من بگو جون عمو جون عمو ؛ ختم همین عباس تو بری زینبم اسیره ؛ تو بری دخترم کنیزه ؛ سقای دشت کربلا ابالفضل ... دستش شده از تن جدا ابالفضل ... ای ساقی لب تشنگان ابالفضل ... مارا رسان به کربلا ابالفضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد