نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر خوان غم، چو عالمیان را صلا زدند اوّل صلا به سلسلهى انبیاء زدند نوبت به اولیاء چو رسید، آسمان طپید ز آن ضربتى كه بر سر شیر خدا زدند آن در كه جبرئیل امین بود محرمش اهل ستم به سینهى خیرالنّساء زدند بس آتشى ز اخگر الماسریزهها افروختند و در جگر مجتبى زدند وآنگه سرادقى كه ملک محرمش نبود كندند از مدینه و در كربلا زدند پس ضربتى كز آن جگر مصطفى درید بر حلق تشنهى خلف مرتضى زدند اهل حرم، دریده گریبان؛ گشوده موى فریاد بر در حرم كبریا زدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد