بازهم خانه و یک بستر خونی

بازهم خانه و یک بستر خونی

[ حیدر خمسه ]
باز هم خانه و یک بستر خون‌ آلوده 
زنده شد خاطره‌ی‌ مادر خون‌ آلوده 

شیرمرد اُحُد افتاده، کجایی زهرا 
تا ببندی سرِ این حیدر خون‌ آلوده 

این سر و صورت خونین شده هم ارثی شد 
بعد از آن کوچه و نیلوفر خون‌ آلوده 

مثل پهلو، سرِ پاشیده زِ هم خوب نشد 
چه کند زینب و این پیکر خون‌ آلوده 

دور زینب همه هستند، همه‌ی مَحرم‌ها 
وای از کرببلا و پَرِ خون‌ آلوده 

با لبانی که ترک خورده به گودال آمد 
بوسه زد با قدِ خم، حنجر خون‌ آلوده 

در سرازیریِ تل، رو به روی شمر رسید 
چشمش افتاد به مویِ سر خون‌ آلوده 

حسین...

نظرات