نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای مظهر جمال جمیل خدا حسن وی طلعت تو آینهی کبریا حسن روح نبی، روان علی، قلب فاطمه گیرد به یک اشارهی چشمت صفا حسن آل نبی تمام کریمند و تو شدی مشهور در کرامت و لطف و عطا حسن خلقند میهمان و تویی میزبان خلق مُلک وجود آمده مهمانسرا حسن گرد حریم تو که درش بسته روز و شب صف بستهاند سلسلهی انبیا حسن وهابیان به ظاهر تو راه را بستهاند صف میکشند دور مزار تو یا حسن بیچارههای کوردل پست قافلند دارالزیاره تو بُوَد قلب ما حسن از ماهیان بحر الی ساکنان عرش گریند در غم تو به صبح و مسا حسن از فرط تیر تا تن و تابوت شد یکی قد حسین مثل کمان شد دوتا حسن دست بریدهی پسر کوچکت بس است بر دستگیری همهی ماسوا، حسن بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد