نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این حسن کیست که عالم، همه خم خانهی اوست هر چه می در دو جهان است، به پیمانهی اوست در جهان حُسنی اگر هست، به یُمنِ حسن است در صفا صلحی اگر هست، به شکرانهی اوست این حسن کیست که دربان حریمش، عشق است عقل با واسطه مسکین در خانهی اوست عقل و تدبیر به هنگامهی او مجنونند عشق وقتش برسد، عاقل و فرزانهی اوست این حسن کیست که جبریل امین، سوخته بال میپرد گرد در و بامش و پروانهی اوست بخشش و فضل و کرامت، یکی از اوصافش عدل و انصاف، از اوصاف جداگانهی اوست (این حسن کیست، که آقای جوانان بهشت هم خود اوست و هم، دلبر جانانهی اوست)۲ این حسین کیست، که عالم همه دیوانهی اوست این چه شمعیست که جانها همه پروانهی اوست هر کجا مینگرم، نور رخش جلوهگر است هر کجا مینگرم، جلوهی مستانهی اوست هر دلی مِیل سوی کرببلایش دارد ما ندانیم چه سریست که در خانهی اوست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد