نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مرا میشناسی بقیعام منم قبلهگاه غریبان مرا میشناسی بقیعام که با اشک و آهم چراغان چه شبها که بیروضه مَردم در آغوش من گریه کردند به صادق به باقر به سجاد به یادِ حسن گریه کردند غمِ غربت من رسیده به افلاک که ارکانِ ارض است در اين تربتِ پاک (واویلا، واغربتا واغربتا واغربتا) 4 *** بقیعام که پُر کرده عمری غم فاطمه خلوتم را زِ پنهانی قبرِ زهرا بخوان قصه غربتم را گهی بر مزار امامان گهی نزدِ اُمالبنینم من آن تربت ساده هستم که با عرشیان همنشینم شده زائر من هزاران کبوتر شده همدم من مزارِ پیمبر (واویلا، واغربتا واغربتا واغربتا) 4 *** پُر از ماتم فاطمیه پُر از داغِ پیغمبرم من پُر از روضههای نخوانده پُر از غربتِ حیدرم من پریشانم از منعِ گریه پریشانم از منعِ ماتم به سر آید این عصر عسرت بنا بر روایات محکم دلِ من گرفته خدایا خدایا از این عَمرُ عاصان از این بولهبها (یا حسین یابنالزهرا یابنالزهرا یابنالزهرا) 4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد