نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای مظهر جمال جمیل خدا، حسن وی طلعت تو آینهی کبریا، حسن روح نبی، روان علی، قلب فاطمه گیرد به یک اشارهی چشمت صفا، حسن اویی که از لب تو عسل خورده مصطفی از بس که داده بوسه دهان تو را، حسن وقتی که جای دست خدا میشوی سوار حیف است پا نَهی سر چشم ما، حسن از کائنات نغمهی آمین بلند شود دست تو بلند شود بر دعا، حسن باید رسول و حیدر و زهرا شوند گوش تا ذات حق برای تو گوید ثنا، حسن آل نبی تمام کریمند و تو شدی مشهور در کرامت و لطف و عطا، حسن خلقند میهمان و تویی میزبان خلق مُلک وجود آمده مهمانسرا، حسن روزی که نیست روز تو باشد کدام روز جاییکه نیست خاک تو باشد کجا، حسن صلح تو مرد روز معاویه را سیاه صبر تو داد دین خدا را بقا، حسن صبر و ثبات و صلح تو گردید از ازل بنیانگذار نهضت کربوبلا، حسن یک جلوه از فروغ تو ماه است و آفتاب یک صحنه از بقیع تو عرض و سما، حسن گرد حریم تو که درش بسته روز و شب صف بستهاند سلسلهی انبیا، حسن وهابیان به زائر تو راه را بستهاند صف میکشند دور مزار تو، یا حسن بیچارههای کوردل پست قافلند دارالزیاره تو بُوَد قلب ما، حسن از ماهیان بحر الی ساکنان عرش گریند در غم تو به صبح و مسا حسن ای چشم غیر بر کرمت با کدام جرم دشنامها شنیدهای از آشنا، حسن آن خواست دست بسته برد سوی دشمنت این یک فشرد بر روی پایت عصا، حسن این غم کجا برم که به بنبر خطیب پست دشمام داد بر پدرت مرتضی، حسن این غم کجا برم که تو را یار آشنا گردید ما را کشت به زهر جفا، حسن از فرط تیر تا تن و تابوت شد یکی قد حسین مثل کمان شد دوتا، حسن دست بریدهی پسر کوچکت بس است بر دستگیری همهی ما سوا، حسن گر قاسمت به عرصه محشر قدم نهد بهر نجات خلق کند اکتفا، حسن هر گوشه روز حشر دراز است سوی تو دست هزار میثم بی دست و پا، حسن حسن، غریب مادر حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد