نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر کویرِ سفرههای سائلان باران تویی رحمتِ بیانتهای حضرتِ منّان تویی آنکه بوده خاندانش از ازل مسکین منم آنکه بوده خاندانش از ازل سلطان تویی جود و احسان تو را نازم که بین خانهات سائلان هستند صاحب خانه و مهمان تویی هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود اولین نامی که هر کس میکند عنوان تویی ظاهرت هرگز زِ مسکین بهتر و برتر نبود آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی پاسخت بر ناسزای دشمنت لبخند بود خیرخواه مهربان خیلِ بدخواهان تویی شیرِ میدانی که با یک ضربه در جنگِ جمل آن شتربان را زمین انداخت از کوهان تویی صلح تو فرقی ندارد با نبردت در جمل اتحادِ کامل آرامش و طوفان تویی حال یک غمدیده را غمدیده میفهمد فقط بر دلِ پر دردِ مادر مردهها درمان تویی یک نفر فهمیده باشد دردِ زهرا را اگر آن تو هستی آن تو هستی آن تو هستی آن تویی بعد از آن کوچه فقط روی لب تو آه بود غصه میخوردی از این که قد تو کوتاه بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد