مانده بودم به علی دل بدهم یا به حسن
محسن عراقیپسندیدن23
بازدید16.3K
مانده بودم به علی دل بدهم یا به حسن دیدم اصلا گره خورده دل مولا به حسن با علی محکمم و با حسن آرام ، ببین کوه دل را به علی داده و دریا به حسن شانهاش خالقِ کوه است تعجب نکنید تکیه داده است اگر حضرت زهرا به حسن سرِّ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه هست لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِحَسَن زنده شده مُرده اگر با دَمِ قُدسیِ عیسی شک ندارم که قسم داده خدا را به حسن خنده کُنان میرود روز جزا در بهشت هر که به دنیا کند گریه برای حسن (حسن جان، حسن جان)۲ *** آی لشگر منم آن یار اباعبدالله عاشق و تشنهی دیدار اباعبدالله بس که میسوزم و تبدارِ اباعبدالله یوسفم لیک خریدارِ اباعبدالله با کلافی سرِ بازارِ اباعبدالله رَه گشایید که ظرفِ عسلی میآید عاشق و تشنهی خَیرُ العَمَلی میآید پسر کوچک شیر جَمَلی میآید نوهی حیدر کرّار علی میآید هستم امروز سپهدارِ اباعبدالله بادها سوی مدینه خبرش را بردند بر مشامِ همه بوی جگرش را بردند دیدم ای وای که شالِ کمرش را بردند همه کلاهخودِ سرش، هم سپرش را بردند که کشیدست کجا کارِ اباعبدالله *** چه غوغاییه توی کربُبلا توی قتلگاه دست و پا میزنه شده کل صحرا صدای عمو همش مادرش رو صدا میزنه *** دارن تیزیاشونو تیز میکنن ولی خنجر شمر کُنده هنوز میخواد گیر کنه به رگای گلو بمیرم برا بچههای عمو *** فقط عمومو میخوام وصیتی ندارم میخوام برام تو گودال سر رو شونهاش بذارم *** عموم اضطراب زن و بچه داشت همون لحظهای که به میدون میرفت دلش خونِ رگهای شیشماهه بود واسه این بود از حنجرش خون میرفت *** حرومی با نیزه به پهلوش زد طوری که عمو با صورت خورد زمین *** ایستادم به روی پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد *** مگه من چیم از بقیه کمتره؟ اومدم سپر بشم برای تو اومدم ضربهی شمشیر بخورم *** عمو از هزار و خوردهای زخم عَدو چندتا زخم عمو جان سهم منه؟ دست من به پوست آویزون شده *** مِنَ الیَمین الی الیَسار رو تن تو راه میرن ده تا سوار مِنَ الیَسار الی الیَمین تن تو پهن شده روی زمین *** لشگری روسیاه ضربه زده به عمو با سلاح ضربه زده به تنش بعد ضربهی شمشیر تیر یا نیزه زده *** شمرِ پلید با عجله سمت مقتل دوید با عجله ازدحام است نوبتی زدهاند ضربههای شدید با عجله جلوی چشم فاطمه از پشت موی سر را کشید با عجله *** آه زدند تو رو قربتاً اِلَی الله زدند و توکَلتُ عَلی الله زدند *** مادرش آمده و عمه و بابا حسن انقدر از فاصله کم به تنش تیر نزن *** مادرتم آی غریب کربلا مضطرتم آخ کمرم چی به روز تو آوردن پسرم *** پاشو دارن میرن اطراف حرم میخوای مگه زینبو به اسیری ببرن؟