اشک از دیدۀ خون‌بار بیفتد، سخت است

اشک از دیدۀ خون‌بار بیفتد، سخت است

[ حاج حسین سازور ]
اشک از دیدۀ خون‌بار بیفتد، سخت است
هر کجا بسترِ بیمار بیفتد سخت است

اوج این واقعه را جان علی می‌دانم
خانمِ خانه که از کار بیفتد سخت است

به خدا فرق ندارد که کجا، یک مادر
کوچه یا در خمِ بازار بیفتد سخت است

به زمین خوردن مادر به کناری امّا
پیش چشمِ پسر انگار بیفتد سخت است

مرد باشد و زنش پشت در خانۀ او
در دل آتشِ اغیار بیفتد سخت است

سینه‌اش شد سپر شیرِ خدا، امّا حیف
کار این سینه به مسمار بیفتد سخت است

صورت حور که از برگِ گلی نازک‌تر
گذرش چون که به دیوار بیفتد سخت است

آن‌که مادر شده این واقعه را می‌فهمد
بعد شش ماه اگر بار بیفتد سخت است

خواست تا شانه کند موی سرِ زینب را
شانه از دست گرفتار بیفتد سخت است 

دیدنِ سوختۀ درب کمی سخت ولی
دیدنِ صحنه به تکرار بیفتد سخت است

کوچه‌ها اوّل غم واقعۀ کرب‌وبلاست
علم از دستِ علمدار بیفتد سخت است

شاعر: وحید محمدی
***

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نظرات