نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک عده آمدند درِ خانه را زدند یک عده آن طرف همه در عشق جا زدند بردند حقِ شیر خدا را حرامیان بر گفته ی رسولِ خدا پشتِ پا زدند او گفته بود فاطمه جانانهی من است جانِ رسول را پسِ در از قضا زدند وقتی طناب دورِ گلوی علی فتاد خنده به حالِ بی کسی مرتضی زدند بردند شیرِ بدر و احد را زِ بیشه اش آتش به جانِ حضرتِ خیر النساء زدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد