تصویر حاج محمود کریمی - آن شبی كه كاروان رفت از حرم

آن شبی كه كاروان رفت از حرم

[ حاج محمود کریمی ]
آن شبی كه كاروان رفت از حرم 
شهر خالی شد زِ مولایِ كَرَم 

از مدینه رفت شاهِ عالمین 
سیّد و مولایِ مظلومان حسین 

زینبِ كبریٰ میانِ محملش 
داشت غوغایِ دو عالَم در دلش 

نغمه‌ای بر گوشِ ثارالله رسید 
اَیُهَا الاَرباب عبدالله رسید 

همرهش دارد دو دُرِّ ناب را 
هر دو خواهرزاده‌یِ ارباب را 

گفت با مولا كه جانانم تویی 
مورِ درگاهم، سلیمانم تویی 

گرچه پایم عذرِ بر جا ماندن است 
سهمِ قربانیِ زینب با من است 

در جوابش گفت بانویِ حرم 
اجرِ قربانیِ تو با مادرم 

هركه قربانیِ خود همراه داشت 
دُختِ حیدر در بساطش آه داشت 

ای كه از اطفالِ خود دل كَنده‌ای 
هدیه دادی سربلندم كرده‌ای 

یك شب عبدالله دَرِ دل باز كرد 
بانویش را دردِ دل آغاز كرد 

كِه ای فدایِ خاكِ پایت ماسِوا 
دخترِ میراث‌دارِ مرتضیٰ 

شك ندارم اینكه هر كارِ شما 
حكمتی دارد به دور از فهمِ ما 

در دلم مانده است تنها یك سؤال 
روزِ عاشورا در آن جنگ و جدال 

هر شهید افتاد بر رویِ زمین 
خود رسیدی در بَرَش با شاهِ دین 

من شنیدم زیرِ تیغ و نیزه‌ها 
بر زمین ماندند فرزندانِ ما 

چون حسین آورد اطفالِ مرا 
پس چرا ماندید بینِ خیمه‌ها 

گفت ماندم در میانِ خیمه‌ها 
تا نبیند یار، چشمانِ مرا 

چون حسینم شرمگین از خواهر است 
گفتم از این غم بمیرم بهتر است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد