نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گلزار زمین خوبتر از خُلدِ برین است هر سو نگرم نور خداوند مبین است دامان زمین سجدهگَهِ روحالامین است در بیت ولایت پسری ماهجَبین است این شمعِ فروزان حرمخانهی دین است این نخلِ علی دستهگلِ اُمّ بنین است در باغ وِلا عطر گل یاس مبارک آمد به جهان حضرت عباس مبارک امروز بنیهاشمیان را قمر آمد از بحر خروشانِ ولایت گُهر آمد گلزار امید علوی را ثمر آمد یا فاطمهی اُمِّ بنین را پسر آمد گویی مَلکی بود به شکل بشر آمد بر حیدر کرّار، حسینی دگر آمد لبخندِ حسن بر گل رخسارِ حسین است خیزید که میلاد علمدارِ حسین است ای شیرِ خدا بوسه بزن به سر و رویش ای فاطمه با خنده بزن شانه به مویش ای مِهر بِبَر سجده به خاک سر کویش ای ماه زِ گردون بگشا دیده به سویش ای خضر بِبَر آب بقا از لب جویش ای بحر بگیر آبرو از خون گلویش ای سیّد عشّاق به بر گیر چو جانش گَه بوسه به چشمش بزن و گَه به دهانش این طفل نه سربازِ فداکارِ حسین است سقّا و سپهدار و علمدارِ حسین است جان بر کف و پیوسته خریدارِ حسین است چشمش همه دَم باز به رخسار حسین است لبخند به لبهاش زِ دیدار حسین است پیداست که در قُلزُم خون یارِ حسین است بنوشته به پیشانیاش از روز ولادت عباس بُوَد عاشق ایثار و شهادت عباس، حسینی بُود از روز ولادت عباس بُود منتظر روز شهادت عباس کند با تن بیدست عبادت عباس دهد بر همگان درس رشادت عباس سراپا به حسین دارد ارادت عباس گرفتهست در این کوی سعادت عباس غمی جز غمِ دلدار ندارد عباس حسینیست به کس کار ندارد ای بحر، خِجل از لب عطشان تو عباس ای عشق و وفا آمده حیرانِ تو عباس ای در رَه دلدار به کف، جانِ تو عباس ای دینِ خدا، عاشقِ ایمانِ تو عباس ای عالَم و آدم همه قربان تو عباس ای فوق شهیدان شرف و شأن تو عباس پیوسته دلم یاد تو و یاد حسین است میلاد تو همچون شب میلاد حسین است در برج ولایت قمری تو قمری تو بر نخل ولایت ثمری تو ثمری تو در بحر فضیلت گُهری تو گُهری تو در سینهی عاشق شَرری تو شَرری تو بر خلق دو عالم پدری تو پدری تو الحق که علی را پسری تو پسری تو تو یوسف دو فاطمه و چهار امامی در بین تمام شهدا ماهِ تمامی از روز ازل دست تو تقدیم خدا شد هر چند که در صحنهی عاشور جدا شد جسمت به زمین قبلهی جانِ شهدا شد بر نِی سرت آیینهی مصباح هدی شد افسوس که حقِّ تو به شمشیر ادا شد یکبار نگو، جانِ تو صدبار فدا شد آن لحظه شدی کشته تو ای ماه مدینه کُفتاد نگاهت به لبِ خشکِ سکینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد