تصویر حاج مهدی سماواتی - مادر عباس حیدر بهر حیدر زاده‌ای
تبلیغات نوا

مادر عباس حیدر بهر حیدر زاده‌ای

[ حاج مهدی سماواتی ]
مادرِ عباس حیدر بهر حیدر‌ زاده‌ای
مرتضی شیرِ خدا تو شیرِ حیدر زاده‌ای
بهر ثارالله ثارالله دیگر زاده‌ای
یا علیِ دیگر از بهر پیمبر زاده‌ای

آسمانِ عصمتی قرص قمر آورده‌ای 
بر علی ابن ابی‌طالب پسر آورده‌ای

آفتاب و ماه را در مشرق رویش ببین 
ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش ببین 
بازوی خیبر‌گشا پیدا به بازویش ببین 
صد قیامت را عیان در قدّ دلجویش ببین 

روحش از گهواره تا کرب‌وبلا پَر می‌زند 
چشم‌هایش حرف با ساقیِ کوثر می‌زند 

ساقیِ کوثر علی این ساقیِ کربُبلاست 
نرگس چشمش خدایی عاشق تیرِ بلاست 
این نه یک نوزاد کوچک، این نهنگ بحر الله است 
عضو عضو جسم از جان بهترش را این سلاست 

من زِ آغوش پدر پرواز کردم تا حسین 
با حسینم با حسینم با حسینم با حسین

کربلا باغ شهادت، شاخه‌ی یاسش منم 
اشجعُ النّاس است حیدر اشجعُ النّاسش منم 
فاطمه اُمّ البنین نازد که عباسش منم 
هر که احساسِ حسینی دارد احساسش منم 

چشم من در خردسالی عاشق تیر است و بس
شیرِ من در شیرخواری آبِ شمشیر است و بس

دست من دستِ علی، دست خدای عالم است 
شیرِ شیرِ داورم نام اسد بر من کم است 
زخم در راه خدا بر روی زخمم مرهم است 
پشت ثارالله با دست رشیدم محکم است 

از ولادت چنگ بر حبلُ المتینش می‌زنم
آسمان بی او بگردد بر زمینش می‌زنم

مادر از روز ولادت زاده ثاراللهی‌ام
داده‌اند از شیرخواری درس خاطرخواهی‌ام
کربلا دریایی از خون، من در آن چون ماهی‌ام
 بوسه‌ی پی در پیِ بابا دهد آگاهی‌ام

بوده در لالایی اُمّ البنین این زمزمه؛ 
جانِ عباسم به قربان حسینِ فاطمه 

عشق را در دامنِ گهواره تمرین کرده‌ام 
شیر مادر را به شوق مرگ شیرین کرده‌ام
دست و فرق و چشم دادم یاریِ دین کرد‌ه‌ام
تا شهادت از امام خویش تمکین کرده‌ام

هست زائر، جسم صدچاک مرا در علقمه 
هم محمد هم علی هم مجتبی هم فاطمه 

یوسفِ زهرا حسین است و خریدارش منم 
با نثارِ جان و چشم و دست و سر یارش منم 
از ولادت تا شهادت محو دیدارش منم
بلکه فردای قیامت هم علمدارش منم 

وقف ثارالله شد پیش از ولادت هستِ من 
لاله‌ی عباسیِ باغ ولایت دستِ من

ای تو را بادا سلام از هر ولی و هر نبی 
دست و شمشیر ولایت شیر میدانِ یلی 
ماه رویت در میان آل هاشم منجلی 
اولین و آخرین یار حسین ابن علی 

ساقیِ کوثر علی، سقّای فرزندش تویی 
آن‌که عالم قبله‌ی حاجات خوانندش تویی

یَابن حیدر خون ثاراللهِ اکبر کیست؟ تو 
نفْسِ نفْسِ مصطفی و جانِ حیدر کیست؟ تو
ساقیِ لب‌تشنه‌ی سردار بی‌سر کیست؟ تو 
بین دشمن دستِ بی‌دستِ برادر کیست؟ تو 

تندری یا خشم دریایی نمی‌دانم که‌‌ای
نوکری، سقّایی، آقایی نمی‌دانم که‌ای

خال و خط و چشم و ابروی تو قرآن می‌شود 
مِهر تو در پیکر بی‌جانِ ما جان می‌شود 
دردها بی‌نسخه با خاک تو درمان می‌شود 
گر نگاهی افکنی یک خلق سلمان می‌شود 

لطف و احسان و کرامت گاه‌گاهی کن به ما 
کم نمی‌آید زِ چشمانت نگاهی کن به ما 
****
بریزید گل یاس 
به گهواره‌ی عباس 

که این یارِ حسین است 
علمدارِ حسین است

زمین را قمر آمد، علی را پسر آمد 
سحر بر لب زینب، گل خنده بر آمد

فَلک محو جمالش، مَلک مات جلالش 
گل آرید و بگویید به پیغمبر و آلش
 
که این یارِ حسین است 
علمدارِ حسین است 

حسین ابن علی را بگویید بیاید 
تماشای برادر به گهواره نماید 
دل شیر خدا را به لبخند رباید 

علی باب نکویش 
بزن بوسه به رویش 

که این یارِ حسین است 
علمدارِ حسین است 

دو شمشیرِ ولایت دو ابروی اباالفضل 
دو دستِ اسدالله دو بازوی اباالفضل

همه خلق گدایش 
دو عالم به فدایش 

که این یارِ حسین است
علمدارِ حسین است 

بوی گل یاس آمد، حضرت عباس آمد 
صلّ علی محمد و آل محمد

عباس که در عشق دلی یک دله داشت 
در دشتِ جهاد پرچم قافله داشت

یک روز پس از برادر آمد به جهان 
یعنی زِ حسین یک قدم فاصله داشت

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سماواتی

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

عالی

۱ اسفند ۱۴۰۱