نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب از بیت علی بوی گل یاس آمد بوی عشق و ادب و غیرت و احساس آمد اشجع النّاس زِ صُلب شرفالنّاس آمد جان بگیرید به ایثار که عباس آمد بر علی نور دو عینِ دگری پیدا شد همه گفتند حسینِ دگری پیدا شد نخل سرسبز او آمد ثمری دیگر زاد یا مگر حضرت زهرا پسری دیگر زاد فلک مجد و کرامت قمری دیگر زاد بحر موّاجِ ولایت گوهری دیگر زاد دامن بلبل توحید بهار آورده فاطمه بر پسرِ فاطمه یار آورده قامتش نخلهی طوبیست فدایش گردم هیبتش هیبت باباست فدایش گردم صورتش جنّت اعلیست فدایش گردم پسرِ سوم زهراست فدایش گردم از ولادت خط ایثار نشانش دادند الفِ قامت دلدار نشانش دادند پای تا فرق جمال اَحد لم یزلیست از طفولیت شاگرد کلاس سه ولیست پدرش شیر حق این شیر حسین ابن علیست او ولیالله و این زادهی خیرالناس است او علی ابن ابیطالب و این عباس است نه عجب مهر برد سجده به خاکِ راهش نه عجب از مَه رخ نور ستانَد ماهش مادرش فاطمه مبهوت جلال و جاهش بُرد و گرداند به دور سر ثاراللهش گفت ای مادرِ عباس فدایت گردد دست و چشم و سر عباس فدایت گردد من نگویم به جهان قرص قمر آوردم یا که خورشید در آغوش سحر آوردم یا که بر شیر خدا شیر دگر آوردم تا کند جان به فدای تو پسر آوردم این امیرِ سپه توست قبولش فرما این فداییِ ره توست قبولش فرما ای فروغ دل مصباح هدی یا عباس ای حسینِ دگر شیر خدا یا عباس ای همه جان جهانت به فدا یا عباس رتبهات فوق تمام شهدا یا عباس پسرِ شیر خدا شیرِ حسین ابن علی دست رزمنده و شمشیر حسین ابن علی ای همه خون علی در رگ و در پیکر تو پدرم باد فدای پدر و مادر تو یوسف فاطمه دلباختهی منظر تو هدیهی دوست شده دست تو چشم و سر تو چه بیارم؟ چه بگویم؟ چه بخوانم؟ به سنات پسرِ فاطمه فرمود که جانم به فدات تو به رخ لالهی عباسیِ دو فاطمهای تو حسینِ دگر و باب نجات همهای من شمعِ تو، تو پروانهی بیواهمهای میزبان علی و فاطمه در علقمهای گرچه زهرا به کنارت عوض مادر بود اولین زائر دیدار تو پیغمبر بود ای همه خلق جهان بندهی آقاییِ تو خضر با آب بقا تشنهی سقّاییِ تو شهدا داده دل از کف به دلآراییِ تو خجل از تشنهلبان دیدهی دریاییِ تو بحر از شوق کف دست تو بیتاب شده آب با یاد لبت سوخته و آب شده آب میگفت مرا از لب خود آب بده بحر میگفت زِ اشکم گوهر ناب بده موج میگفت مرا با تب خود تاب بده مشک میگفت بتاز آب به ارباب بده دشت و صحرا و مَه و ماهی و موج و یم و مشک همه گشتند بر احوال تو تبدیل به اشک **** بریزید گل یاس به گهوارهی عباس که این یارِ حسین است علمدارِ حسین است حسین ابن علی را بگویید بیاید تماشای برادر به گهواره نماید دل شیر خدا را به لبخند رباید علی باب نکویش بزن خنده به رویش که این یارِ حسین است علمدارِ حسین است دو شمشیر ولایت دو ابروی اباالفضل دو دست اسدلله دو بازوی اباالفضل چراغ دل حیدر مَه روی اباالفضل همه خلق گدایش دو عالم به فدایش که این یارِ حسین است علمدارِ حسین است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد