
این کویره کربلا نیست این دیگه یه نیزهزاره چی میشه یه عالمه زخم اگه روی تن بباره چرا هرچی که میگردم داداش از تو اثری نیست؟ تو صدام بزن عزیزم نکنه برات سری نیست حسین... من بمیرم ای حسینم چی میبینم سرت ای وای بشکنه دستای قاتل رگای حنجرت ای وای من بمیرم ای حسینم چی به روز تو آوردن این جماعت با چه رویی پیرهن تنت رو بردن چجوری به تیغ خورسید بسپارم زخم تنت رو با همین چادر خاکیم میپوشونم بدنت رو سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی سیرم کردن چادرم خاکیه اما بهتر از بیکفنیته بهتر از خاک بیابون واسه عریان بدنیته من اسیر رنج رفتن با غمی که ناتمومه گرچه باورم نمیشه خون تو رو سر و رومه (با همین خونت عزیزم میشکنم پشت سپاهو)۲ با رقیه میسوزونیم (شامیای روسیاهو)۲ **** سر پیراهن تو گریهی ما را درآوردن **** دارد به ما بر میخورد ای نا مسلمانان این آفتاب ماست رویش را بپوشانید عمو سوختم ...