
کوله باری پُر از جفا دارم دست خالی سر و صدا دارم راستش با تو نیستم رو راست ناز من را نکِش ادا دارم اشتباها نیامدم به درت بیشتر از همه خطا دارم درد خود را نگفتهام به کسی به علی درد بیدوا دارم من که جز تو شدم رفیقِ همه پس چرا بودهای هوادارم بیخیالم شدند تنهایم بیخیالِ همه، تو را دارم خدایا بغلم کن تو را به جان حسن من مگر چند تا خدا دارم آی همسایه گفتهام به همه منِ بیچاره هم رضا دارم هر کهاَم بر حسین مربوط است هر چه دارم زِ کربلا دارم گفت مادر به میخِ کج که فقط ترس از تیر و نیزهها دارم وای اگر نالهام شنیده شود پسرم تشنه سر بریده شود