نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پسرم یه بار دیگه چشاتو وا کن عزیزم با همون چشم کوچیکت منو نگاه کن عزیزم حرمله میخنده به اشک چشمای پدرت پاشو که میون خیمه چشم انتظاره مادرت یا حسین غریب مادر ، مهربون برادرم تیر دشمن تو تا اومد و بر گلوت نشست شیشه عمر منو میون کربلا شکست چون حجم تیر دشمن بیشتر بود از سرت ای خدا تیر سه شعبه تیر پهلوون کشه بار الها گل نار من فقط شش ماهشه یجوری عدو زده تیر رو به غنچهی رباب هم حسین کشته شد و هم گل او رفته به خواب بچه شش ماهه که طاغت تیر رو نداره بچه کوچیک آخه مگه چقدر گلو داره به روی دلم یه عکس زیباکشیدم ضریح شش گوشه رو عرش اعلا کشیدم کوچهای با نخلای قشنگ و با عشق و صفا با دوتا گنبدای امیر و سقا کشیدم یا حسین غریب مادر ، مهربون برادرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد