تصویر حسین سیب سرخی - باز باغ عشق سویم باز شد
تبلیغات نوا

باز باغ عشق سویم باز شد

[ حسین سیب سرخی ]
باز باب عشق سویم باز شد
بار دیگر مثنوی آغاز شد

از قلم شد طاقت و صبر و قرار
می‌نوشتم با قلم بی‌اختیار

باید امشب هر دومان مجنون شویم
بهر طفلی واله و مفتون شویم

با كلامش جسم و جانم را فسرد
فكر من را سوی یك ویرانه برد

یك خرابه بود و یك سوز و مَحَن
عده‌ای دل‌خسته، چندین طفل و زن

کودکانی بی‌قرار و بی‌شکیب
گوشه‌ای یک مرد بیمار و غریب

دختری با سوزِ شب در جنگ بود
جای بالش زیر سرها سنگ بود

باغی از گل‌ها ولی بی‌باغبان
نسترن زخمی، اقاقی ناتوان

چهره‌ی گل‌ها یكایك سوخته
از غم و رنج و تعب افروخته

در میان خیل زن‌ها كودكان
بود طفلی خردسال و قدكمان

لعل او خشكیده بود از قحط آب
دست‌هایش زخمی از ردّ طناب

موقع بر خواستن آن بی‌نوا
با اشاره، عمّه را می‌زد صدا

گونه‌اش زخمی و پا پر آبله
روی جسمش بود جای سلسله

در دل ویرانه طفل سینه چاك
با سر انگشت خود بر روی خاك

نقش می‌زد صورت زیبای یار
عكس یك بابا به دستش گوشوار

زین همه رنج و محن از تاب رفت
بر روی خاك خرابه خواب رفت

ناگهان از خواب خوش بیدار شد
از غم هجر پدر بیمار شد

گفت ای عمّه بگو بابا كجاست؟
همدم این دختر تنها كجاست؟

خواب دیدم سر به این ویرانه زد
با محبّت موی من را شانه زد

تاب مهجوری ندارم عمّه جان
طاقت دوری ندارم عمّه جان

در همین اثنا پدر از ره رسید
با سر آمد ناز دختر را خرید

دختر مجروح چشمش باز كرد
شِكوه از جور فلك آغاز كرد

گفت بابا كی بُریده حنجرت؟
كاشكی می‌مرد اینجا دخترت

كی شكسته ابروی زیبای تو؟
كی زده با چوب بر لب‌های تو؟

گوییا در راه هتاكی شده
از چه رو مویت پدر خاكی شده

ردّ نیزه بر گلویت مانده است
خاك و خون چشم تو را پوشانده است

زد به خود آنقدر تا مجروح شد
رفت از جسمش توان، بی‌روح شد

طاقت از كف داد و بی‌حركت نشست
ناله‌ای زد چشم خود آرام بست

پربازدید‌ترین‌های واحد حسین سیب سرخی حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اصغر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد