الا اهل حرم
حسین سیب سرخیپسندیدن15
بازدید2.2K
الا اهل حرم من از یمِ خون گوهر آوردم فروزان اختری از مِهر تابان بهتر آوردم گلو پاره بدن گلگلون دهن خونین دو لب خندان گل از بهر سکینه در عزای اکبر آوردم علی جانم، علی جانم، علی جانم، علی جانم... کبوتر برده بودم صید بیپال و پر آوردم گنهکاران عالم را خبر سازید ای یاران که از میدان خون با خود شفیع محشر آوردم جوانان اکبرم را با همه آوردند در خیمه ولی من خود به تنهایی علیاصغر آوردم علی جانم، علی جانم، علی جانم، علی جانم... دل پیغمبر و چشم علی و فاطمه روشن که با خود محسنی دیگر برای مادر آوردم نمیگویم که تیر حرمله با او چهها کرده ولی گویم که من صید بریدهحنجر آوردم مبادا اصغرش خوانید نامش اصغر است اما به خون اکبرم سوگند ذبح اکبر آوردم