نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پاشو ای مؤذنِ، كرب و بلا اذون بگو تا یه كم آروم بشه، دلِ بابام اذون بگو منتظره اذونتن، فرشته های آسمون اما گرفته پسرم، راهِ گلوتو لخته خون از دَمِ خیمه، خودم رو زانو كشیدم من تا كنار تو، خمیده خمیده رسیدم من تك تك از باغ، گل زخم تو بوسه چیدم من ای جوون لیلا جیگرم تیر می كشه، بلند شو پاره جگرم چی آوردن به سرت، ریخته تنت دور و برم گرگای این صحرا بدند، به یوسف زهرا زدند عصای پیریِ منو، جلوی چشام شكسته اند عطر پیرهنت، گرفته گلم دامن صحرا ارباً اربا شد، تن تو زیر پنجه ی گرگا كاشكی تو این حال، نبینه تو رو مادرت لیلا ای جوون لیلا نیزه ها به روی پیكرت علی صف كشیدن خنده های كوفیا، امون ما رو بریدن سویی نمونده تو چشام، شده خمیده كمرم با مدد هاشمیا، تو رو به خیمه می برم غرق درد و غم، شده بعد تو قلب تب دارم از روی خاكا، برای این كه جسمت رو بردارم از توی خیمه، عبای پیمبر رو میارم ای جوون لیلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد