می خوام ببینم اما، گریه امون نمیده
حاج حسن خلجپسندیدن6
بازدید1.9K
می خوام ببینم اما، گریه امون نمیده می پرسم اكبرم كو، كسی نشون نمیده بابا، دلواپسم علی جون بعدت، تو قفسم علی جون دیدی، كه بی كسم علی جون نیزه، بوسه زده به سینه دستام، می لرزه دل غمینه هیچ كس، داغ جوون نبینه رو زانوهام خودم رو، روی زمین كشوندم تا عاقبت كنارِ، پیكر تو رسوندم خونت، به مو حنا كشیده خونت، ز هر رگی جهیده عطرت، تو كربلا پیچیده بابا، رفتن تو پیرم كرد داغت، از زندگی سیرم كرد پیش همه زمین گیرم كرد سوره ی پیكر تو تا می گیرم رو دستم آیه آیه می ریزه، تنت به پیش چشمم آخر، گرگهای هار صحرا چشم، حسود نیزه دارها كردند، تنت رو اربا اًربا بالا سرِ تنت می شینم هرچی، از بدنت می بینم كم كم، توی عبا می چینم