تصویر علی نجفی - نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم

نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم

[ علی نجفی ]
نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم
از آن بدو تولد با تو یک جور دگر بودم

نگاه آخرم گودال بودی گریه میکردم
وَ از موی سرِ آشفته ات آشفته تر بودم

هنوزم با مرور خاطراتت جان به لب هستم
سه ساعت زخم خوردی و سه ساعت محتضر بودم

میان التماس من تو را هر کس که آمد زد
چه بر می آمد از این دستِ تنها؟! یک نفر بودم

به ابن سعد رو انداختم آخرسر غربت
منی که از سخن با یک غریبه بر حذر بودم

تو شأنت دامن زهراست نه مخروبه‌ی خولی
سرت را از تنورش در میاوردم اگر بودم

سوار ناقه ها کردم همینکه دخترانت را
برای محملم دنبال مَحرَم در به در بودم

تویی که شرط ضمن عقد من بودی، خبر داری؟!
که من از کربلا تا شام با که همسفر بودم

مرا بازار بردند و مرا آزار می‌دادند
منی را که به عصمت در دو عالم مفتخر بودم

پربازدید‌ترین‌های زمینه علی نجفی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های علی نجفی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد