نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(یک سال و نیمه درگیر کابوسم)2 یک سال و نیمه با گریه مأنوسم حالا به ام المصائب معروفم من کوهی از روضههای مکشوفم (کاش منم اون روز، توی گودال میمردم) کاش منم نیزه، منم شمشیر میخوردم (سنان اومد، سنان میزد)2 به پهلوی جسم ناتوان میزد دل مارو میسوزوندن چرا دیگه نیزههارو میشکوندن آه پناه عالم، خراب حالم... یک سال و نیمه از دنیا بریدم یک سال و نیمه روز خوش ندیدم هنوزم از جلوی چشمام رد میشه خاطرات شام و حالم بد میشه وای چقدر بد شد، دم دروازهی ساعات وای میرقصیدن، یه مشت رقاص جلو سادات همین اوج مصائب بود لباسامون خیلی نامناسب بود آه پناه عالم، خراب حالم... یک سال و نیمه که میده عذابم من غصهدار مجلس شرابم چیزایی دیدم که هیجا ندیدم خداوکیلی خجالت کشیدم کاش سکینهات رو، تو اون مجلس نمیبردن کاش منم از حرف کنیزی اونجا میمردم رقیهات بود، ربابم بود سرت بود و ظرفی از شرابم بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد