نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نبین توی خرابههام، آسمونا جای منه من دختر شاهم و دنیا واسه بابای منه نبین الان گرسنهمه، عالم روزیخورمه دختر شامی من مَلَک مراقب چادرمه دستی به جز اباالفضل، سهساله آزگاره رخصت شونه کردنِ موی منو نداره اما آتیش خیمه، دور دید چشم عمومو غروب روز عاشورا، اگه سوزونده مومو کجا بودی مو داشتم تا کمرم کجا بودی دستش بود زیر سرم مثل پروانهها میگشت دور و برم کجا بودی، کجا بودی بابا بابا، بابا بابا... نبین گوشم پاره شده، بدون گوشواره نبود یادشبهخیر اُمُّالبنین، گوشوارهمو خریده بود چشام سیاهی میره و چند روزه دشوار میبینم تو روبهروم نشستی امّا، تو رو هم تار میبینم یه شب میون صحرا، افتادم از رو ناقه از قافله جا مونده بودم، زجر اومد سراغم بسّه دیگه نمیخوام، یادم بیفته اون شب منم برم داره صدام میکنه عمّه زینب برو دختر خوش باشه روز و شبات برو دختر بازی کن با رفیقات برو دختر خدا نگه داره برات آه و واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد