تصویر امین قدیم - لِنگه‌ی چشمِ مرا ابر بهارانی ندید
تبلیغات نوا

لِنگه‌ی چشمِ مرا ابر بهارانی ندید

[ امین قدیم ]
لِنگه‌ی چشمِ مرا ابر بهارانی ندید
گریه می‌بیند، ولی انقدر طولانی ندید

من به‌جای ابرهایی که نباریدند، می‌بارم خودم
روی آن مویی که خاکی بود و بارانی ندید

دین ندارم، باشد امّا دوستَت دارم، حسین!
من خدایی می‌پرَستم که مسلمانی ندید

من تو را پِیدا نِمودَم، خویش را گُم کرده‌ام
هیچ‌کس اندازه‌ی من خِیرِ حِیرانی ندید

من که گریه می‌کنم زخمِ تو بهتر می‌شود

یوسفم این دفعه یعقوبِ دو چشمش بَرنگشت
قِصّه‌ی کرب‌وبَلا بِیتُ‌الاَحزانی ندید

*****

(وقتِ اذونه
همه بمونن ولی شِمر نَمونه
وقتِ اذونه
هر چی که خواهرِ تو می‌کِشه از اونه

کجای کاری؟ 
خِیمه قیامته حسین، خبر نداری
کجای کاری؟ 
نبودی شِمرو از تُو خِیمه در بیاری

بمیره زینب
چجوری پیرهنِتو پَس بگیره زینب
بمیره زینب
اِنقَده رُو نزَن به شِمر، که دیره زینب)
...
(بابا دندونم که افتاده در میاد، مگه نه؟!
نامرتّب نیستم، من فقط النگوهام دستم نیست)
...
(کسی نیست شبا چیزی بندازه روت
هنوز خونِ تازه میاد از گلوت
لباسات رو بُردن بِره آبروت 

بی‌آبرو شِمر
لباسِ کهنه‌تو می‌خواد کجا بپوشه؟!)
...
(آی ابراهیم این‌جا خیمه‌ها آتش گرفت
دخترش در شعله افتاد و گلستانی نبود)
...
با صورتم، چی‌کار کنم؟ 
ِبهِم بگید، بگید کجا فرار کنم؟
یه‌جوری زد، که جُون بِدم
یه روز بیا زَجرو بِهِت نشون بِدم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امین قدیم امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد