نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هیچ چاره ای به جز تو این آسمون نداره دلشوره داره چشمام ازت نشون نداره به جای روضه هرشب سینهزنی بگیرید پشت سر مسافر گریه شگون نداره اهل و عیالت هنوز برا همه عزیزن دور از بلا هستن و دور از چشمای هیزن تویی که تو این سفر منت آب میکشی پشت سرت مسافر چجوری آب بریزن داری میری سفر ، میگیره غم دنیامو میریزم جای آب پشت سرت اشکامو میبینم سایهی اجل رو تو این جاده نگران تواَم به دلم بد افتاده نگرانتم شنیدم آخه شمر که نداره حیا نگرانتم شنیدم که شن داره خاک کربلا نگرانتم شنیدم که بابام حرف میزد از قفا نگرانتم که کسی توی صورت تو بزنه نگرانتم شنیدم آخه حرمله بد دهنه نگرانتم دیدم آخه تو قافله چندتا زنه سحر آمدم به کویت،به شکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی به چکار؟ با غریبههای جهان آشنا ... حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد