نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم التماسی که افتاده باشد به پای دعایی نشستم که شاید بگویی به من هم که حاجت روایی دم در نشستم مگر وقت رفتن مرا هم ببینی ببین پادشاه که کشکول در دست داری گدایی کمی پیش من هم بمان و کمی وقت سر کن کنارم پشیمان نخواهی شد از اینکه یک شب تو در جمع مایی اگر چه خودم از تو دورم همیشه دلم تحت قبه است از این که بمیرم برای تو ندارم ابایی ای دلخوشی ماه شعبان من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد