نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(چه کم گذاشتم موقع پذیرایی که خانهام نمیآیی و در بیابانی؟)۲ (کلیسا رفتهای اما اتاق ما نمیآیی؟)۲ به راهب سر زدی شاید فقط ما را بسوزانی چه کم گذاشتم موقع پذیرایی که خانهام نمیآیی و در بیابانی؟ اگر که گریه دلت خواست شانهاش با من کمی بخواب پس از سالهای گریانی بلند شو پسر فاطمه زمانی نیست همان که مادرتان سوخت را بسوزانی بلند شو پسر مرتضی علی، مهدی تو آخرین نفر ماندهی دلیرانی به ماه حضرت امالبنین زجا برخیز تویی که منتقم روضهی عمو جانی به نخل بسته عدو این عموی زخمی را زدند تیر و کمانش به خصم ... (سرش به نیزه ز پهلو به پارچه بستند)۲ یه آه از سر عباس ثم آه طوفانی بلند شو که علیاصغر آمده میدان میان هلهلهها میان حیرانی (گلو بریدهی از گوش تا به گوش حرم)۲ به روی دست پدر مانده جسم قربانی حسین... بلند شو جانم روی ناقهی عریان به سمت کوفه روانند در بیابانی بلند شو سر عرباب تا کلیسا رفت به آبروی همه با چنین مسلمانی ز سیدالشهدا دختران اسیر شدند همی روند غریبانه بین زندانی ز چارهساز جهان چاره را گرفته سنان به زیر نیزه اگر پاره شد گریبانی برس به داد رقیه که عمه جان خسته است ببین که عمهتان مانده و پریشانی شکسته است دو ابرو ز دختر و ز پدر شکسته است در این شهر پیشانی حسین جانم... **** تمامی شهدا قبل تو کفن شدهاند (تو سیدالشهدایی کفن نیاز نداری)۲ **** کسی نیست شبا چیزی بندازه روت هنوز خون تازه میاد از گلوت لباست رو بردن بره آبروت بیآبرو شه لباس کهنتو میخواد کجا بپوشه؟ **** زمان مناسب برا ذبح نبود صدات میرسید اما واضح نبود نیازی به نعلای تازه نبود **** با غریبههای جهان آشنا حسین عهدهدار مردم بیدست و پا حسین **** تو رو ازم حرمله گرفت دلخوشی به مادر نیومده حلالم کن مادر از پس تشنگی تو برنیومده سهشعبه دندونه داره و دندونات هنوز درنیومده حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد