
عمریست که دم به دم علی میگویم در حال نشاط و غم علی میگویم عمریست علی گفتهام و انشاءلله تا آخر عمر هم علی میگویم **** امشب، شب غار حرا از روز روشنتر شده امشب فضای مکّه پر از جلوه ی کوثر شده امشب جهان رشک جنان، امشب زمین کوثر شده امشب امین وحی حق، نازل به پیغمبر شده امشب محمّد کرده بر تن، خلعت پیغمبری (یا گوش شو تا بشنوی)2، یا چشم شو تا بنگری ای مکّه احمد آمده، آغوش خود را باز کن ای کعبه بر دور سر آن جانِ جان، پرواز کن ای بت ثنای مصطفی، با نام حق آغاز کن ای آفرینش یک صدا، آهنگِ وحدت ساز کن ای جامعه! بیدار شو، قرآن صلایت میزند فریادزن! پاسخ بگو، احمد صدایت میزند یا رحمةٌ للعالمین جبریل میخواند تو را ای منجی کلّ بشر بیرون بیا از این سرا تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا ای یوسف مصرِ وجود، از چاه تنهایی درا این خلقِ خواب آلوده را بیدار کن، بیدار کن اقراء بخوان، اقراء بخوان، تکرار کن، تکرار کن تو سروران را سروری، تو رهبران را رهبری تو از تمام انبیا هم بهتری، هم برتری تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری تو اوّلین روشنگری، تو آخرین پیغمبری پیغمبران یک کاروان، تو کاروان سالارشان پا بست تو، با دست تو، وا شد گره از کارشان ای آشنای عالمی، ای عالمی بیگانهات ای سینهی صافی دلان، لبریز از پیمانهات ای کلّ عقل و عقل کل، ای عاقلان فرزانهات ای شمع جمع عالمی، ای مهر و مه پروانهات سنگ تو باید سینهی نا اهلها را بشکند تا حمزهات پیشانی بوجهلها را بشکند ما بر تو از صبح ازل، حکم خطیری دادهایم ما بر تو تا شام ابد، خیر کثیری دادهایم ما خلق را مانند تو مِهر منیری دادهایم ما بر تو مانند علی شمشیر و شیری دادهایم ای وهم هم گُم در جاه تو، پیوسته تابان ماه تو پیغمبر محبوب ما، دست علی همراه تو ای در بدن جانت علی، تسلیم فرمانت علی تفسیر قرآنت علی، شمشیر برّانت علی آغاز و پایانت علی، پیدا و پنهانت علی شیر خروشانت علی، اوّل مسلمانت علی بر قلّهی اندیشهها پرواز کن، پر باز کن راهی که باید طی کنی، با یا علی آغاز کن با اتّحاد دشمنان ایجاد گشته خیبری تا بشکند ارکان آن، تا بر کَنَد از آن دری ای کاش تا بار دگر آید به میدان حیدری آید به میدان حیدری، با ذوالفقار دیگری