تصویر سید مجید بنی فاطمه - تو را تا دیده ام محو جمال کبریا دیدم

تو را تا دیده ام محو جمال کبریا دیدم

[ سید مجید بنی فاطمه ]
تو را تا دیده ام محو جمال کبریا دیدم
تو را غرق مناجات خدا از خود رها دیدم

تو را در سجده باران و بر سجاده زهرا
به هنگام قنوت برگ ها در ربنا دیدم

تو در هفت آسمان سیر و سفر می‌کردی 
اما من تو را در سرزمین وحی سرگرم دعا دیدم

کنار هجر اسماعیل در سرچشمه زمزم
صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم

تو را دیدم که می چرخی گرد خانه ات کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم

تو را در دامن مادر تو را در دست پیغمبر
تو را مولود کعبه قبله اهل بلا دیدم

تو را فرمان بر یا ایها المدثر از اول 
تو را السابقون السابقون از ابتدا دیدم

تو را پابند پیمان علی الست از مطلع هستی
تو را عاشق ترین دلداده قالو ولا دیدم

تو افکندی حجابت روی کرمنا بنی آدم
که سیمای تو را آیینه ی ایزد نما دیدم

تو آدم را فراخواندی به علم اعلم الاسما
تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم

اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضاء
سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم

نه تنها از تو شد عیسی مسیحا دم
که از اول تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم

سلیمان از تو حشمت یا هنگام نگین بخشید
تو را روح قناعت حسبه فقر و غنا دیدم

زدی خود را به آب و آتش این شمس جهان آرا
تو را پروانه پیغمبرت غار حرا دیدم

به جولان گاه احزاب و نبرد و خندق و خیبر
به دستت تیغ لا سیف و به شان لا فتی دیدم

به یک ضربت که در خندق زدی در برق شمشیرت
جهانی را به لب اهلا و سهلا مرحبا دیدم

تلاوت کردی آیات برائت را به زیبایی
تو را خورشید بام مکه در ام القُرا دیدم

تو را در مسجد و محراب در میدان و بر منبر
تو را در بینهایت تا کجا در ناکجا دیدم

چه می دیدم خدا را روز فتح مکه با حیرت 
خلیل بت شکن را روی دوش مصطفی دیدم

و سبحان الذی اسرا بعبده را که می‌خواندم
تو را در لیله المعراج با بدر و دوجا دیدم

سراغ آیه الیوم اکملت لکم رفتم 
تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم

شکوه و عزت و هستی کمال عشق و سرمستی
 چه گویم من که روی دست پیغمبر چه ها دیدم

تو را در سایه ی باغ الم نشرح لک صدرک
شکوفا یافتم مصداق مصباح الهدی دیدم

گل روی تو در سبح اسم ربک الاعلی 
تجسم کردم آری تا جمال کبریا دیدم

تو را در سوره حا میم تَنزیلاً من الرَّحمن 
تو را در آیه تطهیر و در قُل اِنَّما دیدم

تو را در نون الرحمن و عین عَلَّم القرآن
تو را در یای یس ترجمان طه دیدم

تو را در قُل کَفی بالله در والتین و الزیتون
تو را در لَیس لِلنّاس اِلّا ما سَعی دیدم

نه تنها هست اوج رافتت در قاف والقرآن
تو را در سوره والشمس و والطور و ضحی دیدم

تو را با چهره پوشیده و خرما و نان بر دوش
کنار ذاقه های شهر کوفه بارها دیدم

نوازش از تو می دیدم فرزندان شاهد هم 
تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم

به مسکین و یتیم از بس محبت کردی و احسان
تو را در سوره انسان و متن العطا دیدم

چه می دیدم خدا را در سکوت محض نخلستان
تو را هر نیمه شب در گریه های بی صدا دیدم

شبی که شمع بیت المال را خاموش می کردی
تو را با بی ریایی خفته روی بوریا دیدم

علی جانم تو راز غربت خود را به گوش چاه می گفتی
چو نیلوفر کشیدم قد تو را ای ماه تا دیدم

تو را پشت در آتش زده با زهره الزهرا 
صبور و مهربان در تیر باران بلا دیدم

اگر نامردمان دست تو را بستند آنها هم 
اسیر پنجه تقدیر و در تبت یدی دیدم

چه می دیدم در ایوان نجف در کوفه در محراب مسجد 
هم شهادت نامه فزت و رب الکعبه را دیدم

کسی از آستانت دست خالی برنمی گردد
که در آیینه ی آیین تو مهر و وفا دیدم

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح سید مجید بنی فاطمه امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد