نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پادشاهی که کنیزش خاک را زر میکند رزق این حداقل را حداکثر میکند خضر پیغمبر نشسته گوشهای این سالها روز و شب در مدح مولا شعر از بَر میکند راه مسجد بسته شد بر دیگران چون که خدا راه عبادت را قبول از راه حیدر میکند میرود با اسب چوبی در جهنم هر کسی صحبت از غیر علی بالای منبر میکند احتیاطاً یا علی را با وضو گفتیم چون واجب شرعیست، کاری که پیمبر میکند غالباً هم کارهای پیش پا افتاده را در نبود مردِ صاحبخانه نوکر میکند روزهایی که علی مشغول صحبت با خداست معجزاتش را به إذنِ اللّه قنبر میکند هر که سر بر خاک او نگذاشته قطعُ الیقین در قیامت مینشیند خاک بر سر میکند من که از تفسیر حبلُاللّه میفهمم فقط حُب مولا خلق را با ما برادر میکند در مقاماش گفتم و، در گوش دشمنان نرفت نطفه ناپاک گاهاً گوش را کر میکند ذوالفقارش دست و سر ها را، سر هم ریخته اجتماع کفر را جمع مُکسر میکند کافران را شیوه جنگیدنش مجبور به اختیاری گفتن اللّه اکبر میکند گوشهای از مسجد کوفه سحر، قبل از نماز مینشیند رزق عالَم را مقرر میکند حرف خود را میزنم(۲) راحت به زُوّار نجف حرف یک دیوانه را دیوانه باور میکند آنقدر که مزه دارد، دورِ این گنبد طواف جبرییل خود را اینجا شکل کفتر میکند خوردن چای عراقی با دِهینی از نجف خستگی را از تنِ هر نوکری در میکند از علی تا عرش میگویند جانم! روی چشم بین خانه فاطمه، وقتی که لب تر میکند فاطمه نه، بگذریم از کوچه وقت روضه نیست یاد کوچه، خاطرِ او را مکدّر میکند فتحِ قلبِ مردم ایران، بدون جنگ را مِهر نسلِ حضرت موسیبن الجعفر میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد