شرمسارم چه بگویم

شرمسارم چه بگویم

[ سیدمهدی حسینی ]
دیدی از غصه و غم خسته و مالامالم
آمدی باز خودت زود به استقبالم

از سیه رویی و احوال بدم هیچ مپرس
شرمسارم چه بگویم یه همان منوالم

از وفایت چه بگویم که شبیه مادر
هرکجا رفته‌ام و آمده‌ای دنبالم

مرگ همسایه و اقوام مرا زنده نکرد
بس که با حرص و طمع در طلب آمالام

چه گرفتاری و بیماریِ سختی دارم
شب به شب وقت مناجات و دعا بی‌حالم

نظری کن که فقط جلد نجف باشم و بس
نکند گم بشوم مُهر بزن بر بالم

بی علی هر دم و هر بازدمی معصیت است
با علی حکم عبادات گرفت اعمالم

سفر کرببلا تذکره‌اش با زهراست
آه مادر چه شده تذکره‌ی هر سالم

من همان سینه زنِ داغ حسینت هستم
که پریشان شده از تشنگی‌اش احوالم

کاش بودم که به او این‌همه نیزه نزنند
یاد آن جسم مقطع شده در گودالم

کاش بودم به کنارش که تنش پا نخورد
سال‌ها گریه کنِ آن بدنِ پامالم

کاش بودم که شوم غارت و غارت نشود
داغدار تن غارت شده در جنجالم

پربازدید‌ترین‌های شعر اول سیدمهدی حسینی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های سیدمهدی حسینی

نظرات