
شب عاشقانگی است و من شدهام گدای تو یاعلی به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟ تو کهای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟ به خدا که با تو رسیدهام به زلال ذات خدا علی تو کهای که فراتری از مکان و چنین گذشتهای از زمان؟ تو کهای که از تقید تن، زده پل به مرکز بیکران؟ تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان تو همان که قبلهی اهل دل، تو همان که قبله نما علی نه عجب که درّ نجف شود، قطرات اشک زلال تو ظلمات بود و تو بودهای، «کَـشَـفَ الدّجی» به جمال تو تو محمدی و به این سبب «بَـلَـغَ العُلی» به کمال تو حسنی و حسین و فاطمه، «حَـسُـنَـت جمیع خصال» تو صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی تو چگونه آمدهای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟ چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوهگاه عجایبی تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کربوبلا علی به خدا قسم که بدون تو همه جا همیشه مشوّشم به بهشت بی تو نمیروم که بدون تو پُر آتشم نخورم می از خُم دیگران که خمار کوثر بی غشم به کدام شیوه بیان کنم که چه میکشم که چه میکشم؟ نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لنا» شوی چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی تو رسیدهای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی» نه فرشتهای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی تو نگین حلقهی انبیا و شکوه حضرت سرمدی چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی تو عزیز خانهی فاطمه، تو عزیز جان محمدی و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء» که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی» که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایهی ماسوا که علیست سعی به سوی حق و علیست مروهی با صفا نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی