سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم

سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم

[ حاج محمود کریمی ]
سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم 
می‌زنم آب بر این شعله ز اشک بصرم 

شب و تنهایی و سجاده و اشک و من و یار
به چه تقصیر شکستند نماز سحرم

وقتی از خانه کشیدند برونم دل شب
نه عبا بود به دوش و نه عمامه به سرم

کوه‌های غم عالم به سر دوش من است
با وجودی که خمیده‌ست ز پیری کمرم

من پیاده به روی اسب و سوار ابن ربیع
ضعف بر پا و عرق بر رخ هم‌چون قمرم

تا نهم جای عصا دست روی شانه‌ی او
کاش می‌بود به همراه، در آن شب پسرم

شکر لِلَّه که دادی تو نجاتم ای زهر
می‌برم شکوه ز منصور به جد و پدرم

آب گردید تنم چون جگر پاک حسن
پاره شد چون بدن جد غریبم، جگرم

در میان غل و زنجیر، بنی اعمامم
برد در مقتلشان خصم ز پیش نظرم

قبر بی شمع و چراغم به همه می‌گوید
من در این دور و زمان از همه مظلوم‌ترم

پربازدید‌ترین‌های واحد امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام صادق (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات