
شیخ الائمه از غمت، داره به ما غم میرسه شواله و با روضههاش، بوی محرم میرسه گریونه چشمای ترت، از روضههای مادرت در و دیوار حرم دیدن، چی سرت اومد تو دل خونه عبات افتاد و عصات افتاد، بردنت از خونه غریبونه دوباره یادم افتاد، تو کوچهها چی رخ داد تنها با دست بسته، علی شکسته داد بیداد مردم هجوم آوردن، این پیرمرد و بردن ظلمی که شد به صادق، دیدن ولی نمردن مظلوم امام صادق... با روضههات میسوزم و داغم من از داغ علی هیزم آوردن پشت در، میسوزه باز باغ علی قلبت شکسته وای من، دستتو بسته وای من پس در از روضهی مادر، بادل مضطر باخبر بودی تو آتیش بودی ولی داغ از، داغ دلسوز میخ در بودی دوباره آتش و دود، خلیل وظلم نمرود هجوم و خونهی وحی، غلاف و تازیانه هم بود مردم هجوم آوردن، این پیرمرد و بردن ظلمی که شد به صادق، دیدن ولی نمردن مظلوم امام صادق... یه عمری از داغ حسین، خوندی تو با سوز و نوا حالا خودت روضه شدی، ای روضه خون کربلا مونده کبودی رو تنت، مثل حسین بد زدنت دلت خون و چشم تو گریون، سینه سنگین و تل شده پر تب تو اون آتیش خیمه رو دیدی داد زدی ای وای از دل زینب آتیش به قلب ما زد وقتی به خیمهها زد از روی تلّ دوباره زینب حسین شو صدا زد مظلوم من حسینم...