
در میزنم در رو به روم وا کن امشب بیا قلبم رو احیا کن با واسطه دارم میام پیشت امشب یه جور دیگه باهام تا کن یارب به حق چادر خاکی یارب به حق خون رو دیوار یارب به حق دست و بازویی که با غلاف افتاده بود از کار از معصیتها پرشده، پروندهی اعمال من یارب خودت کاری بکن، امشب برای حال من یا رَبَنا فَاغفِرلَنا... با این که من رو تو گناه دیدی باز فرصت تازه بهم میدی اینکه میزاری گریه کن باشم یعنی گناه من رو بخشیدی با دست خالی از در خونت سائل مگه رفته نه وَللّهِ با اشکروضه سر به راش کردی هر بار که بندهت میره بیراهه یارب به حق گریهی، زینب میون قتلگاه جوری بگیر دستامو که، دیگه نرم سمت گناه یا رَبَنا فَاغفِرلَنا... تشنهام که میشه لحظهی افطار یاد لب خشک علمدارم دستامو میگیره ابوفاضل وقتی گره میوفته توکارم یارب بحق مشک صد پاره یارب بحق اشکای زینب از روی تل زینب میدید عباس با صورت افتاد از روی مرکب یا غیرت الله، پاشو که دشمن کنار خیمه هاست پاشو ببین جسم حسین، رو خاک داغ کربلاست واویلتا، واویلتا... **** مظلوم بودی و از آب فرات محروم بودی و **** حسینجان... نمردم آخر، سر تو رو رو نیزه دیدم پی تو روی خار دویدم (چیا ز حرمله شنیدم)۲ تواون شلوغی چطور لباس تو در اومد دیدم که شمر با خنجر اومد